على محمدى خراسانى
29
شرح رسائل (فارسى)
ادلّه از حيث دلالت قوىتر و از حيث تعداد بمراتب بيشتر و به بناء عقلاء هم مؤيّد هستند و لذا رجحان پيدا مىكنند و در هر حال حجيت فعليه از آن ادلّه است و نه اين اخبار . و امّا جواب ما از اجماع : اوّلا اين اجماعى كه سيد و طبرسى ره مدّعى شدهاند براى ما چنين اجماع محقق نشده پس نسبت به ما اين اجماع ، اجماع منقول است آن هم منقول به خبر واحد و خود شماى سيّد وجدانتان راضى نيست كه ما به خبر واحد عمل كنيم پس بقول آشتيانى در بحر الفوائد اين اجماع قاتل نفس خود مىشود و ثانيا اگر سيّد مرتضى ادّعاى اجماع نموده بر عدم حجيت خبر واحد در مقابل شيخ طوسى و جماعتى ادّعاى اجماع كردهاند بر حجيت خبر واحد و اين دو ادّعا برفرض مساوات تعارضا و تساقطا پس شما نمىتوانيد به اجماع تمسك كنيد تا چه رسد به اينكه ادعاى شيخ رجحان دارد و برابر نيستند زيرا شهرت محصله قدمائيه و متأخرين هم بر عمل به خبر واحد مجرّد است ، پس اجماع همدردى را دوا نكرد . نكتهاى كه سيّد را به اشتباه انداخته و فكر كرده كه عند الشيعة عمل به خبر واحد باطل است آنست كه سيّد ديده دانشمندان شيعه در مقام بحث با عامه وقتى عامّه حديثى از امثال ابو هريره مىآورند مىگويند اين خبر واحد است و ما قبول نداريم سيّد خيال كرده كه اينها به خبر واحد اعتنا ندارند غافل از اينكه اين جواب علماء شيعه از روى تقيه بوده يعنى نمىتوانستند صريحا بگويند كه ابو هريره و امثال او مورد وثوق نيستند و نمىشود به روايات آنها عمل كرد لذا راه را كج كرده و مىگفتند چون خبر واحد است عمل نمىكنيم . آرى برادر علماء شيعه در طول تاريخ با خون و شهادت و رنجها فقه شيعه را پاسدارى نموده و به من و شما رساندهاند پس بر ما است كه قدر دانسته و زحمات آنها را عملا ارج نهيم .